بورس

بورس

یه کارخونه‌دارو در نظر بگیرید که می‌خواد بخش تولید خودشو گسترش بده. امّا برای این‌کار سرمایه‌ی کافی نداره. یکی از راه‌هاش اینه که از سرمایه‌ی دیگران برای این‌کار استفاده کنه و اونا رو در کارش شریک کنه.۱

 

 

این سازوکاریه که شرکت‌های سهامی هم بر اساس اون کار می‌کنن. این شرکت‌ها شکل می‌گیرن تا بتونن کارهای بزرگ رو با جمع‌ کردن سرمایه‌های کوچیک مردم انجام بدن.۲

 

 

طبیعتاً اونا باید یه جایی خودشونو در معرض انتخاب سرمایه‌گذارا قرار بدن. بورس برای پاسخ به این نیاز شکل‌ گرفت.

 

 

بازاری که در اون شرکت‌ها سهام خودشون رو عرضه می‌کنن و مردم اون‌ها رو می‌خرن، تا سرمایه‌ی مورد نیاز اون‌ شرکت‌ها تامین بشه. شرکت‌ها هم در مقابل سودی رو برای سرمایه‌گذارها در نظر می‌گیرن.

 

 

اما اینجا یک مسئله‌ی مهم پیش میاد؛ اگر یک سرمایه‌گذار بخواد سرمایش رو پس بگیره باید چیکار کنه؟ شرکت‌ها ترجیح می‌دن تا سرمایه‌ای که جمع کردن رو پس ندن، امّا باید یه راه‌حلی ارائه می‌دادن.

 

 

راه‌حل اونا این بود، افرادی که پولشونو می‌خوان می‌تونن سهمشون رو به دیگران بفروشن. بازاری برای خرید و فروش سهام شکل گرفت و بورس رو به شکل امروزی خودش درآورد.۳ ۴ این در واقع آغاز انحراف بورس از مسیر اصلی خودش، یعنی تامین مالی شرکت‌ها بود.

 

 

 

اما چرا این یک انحرافه؟ انحراف از اون‌جا شروع شد که در این بازار دیگه این عرضه و تقاضا بود که قیمت هر سهم رو تعیین می‌کرد، و این باعث شد تا هر سهم از قیمت اولیه‌ی خودش فاصله بگیره.

 

 

وقتی یه شرکت معتبر سهام خودش رو عرضه کنه، خیلی‌ها مایلن تا سهامش رو بخرن. حتی با قیمتی بالاتر از قیمت اولیه‌ی اون. تازه هر قدر تقاضاکننده‌های یه سهم بیش‌تر بشه، قیمت بازاری اون سهم بالاترم می‌ره.

 

 

اما آیا از این افزایش قیمت چیزی هم نصیب شرکت‌هایی که سهامشون رو در بازار عرضه کردن می‌شه؟ پاسخ منفیه. یعنی بعد از اینکه یک شرکت سهام خودشو منتشر می‌کنه، و این سهام در بازار بورس مبادله می‌شه شرکت هیچ پولی بابت این جابجایی دریافت نمی‌کنه.۵

 

 

بذارید با یه مثال این موضوع رو روشن‌تر کنیم:

قنادی رو در نظر بگیرین که می‌خواد یک کیک برزگ بپزه، امّا برای پختن اون سرمایه‌ی کافی‌ نداره. تصمیم می‌گیره تا پول لازم برای این‌کار رو با پیش‌فروش کیک به مردم تأمین کنه.

 

 

برای این‌کار رسیدهایی طراحی می‌شه. مردم به صندوق قنادی مراجعه می‌کنن و رسید سهمشونو از کیک می‌خرن، تا بعد از آماده شدن کیک با دادن اون‌ها به قنادی کیک‌شونو دریافت کنن.

 

 

حال اگر قرار باشه این کیک توسط یه قنّاد معروف پخته بشه، مردم براش سرودست می‌شکنن؛ اما این تیکه‌های کیک تعدادشون محدوده به خاطر همین خیلی‌ها حاضرن برای داشتن تیکه‌ی کوچیکی از اون، پول بیش‌تری بدن. پس سراغ کسایی می‌رن که رسید دستشونه و راضی‌شون می‌کنن تا در ازای دریافت مبلغ بیشتر رسید رو به اونا بدن. این وسط افراد سودجویی هم هستن که نه براشون قنّاد مهمه، نه کیک و نه مردم. اونا فقط می‌خوان که این رسیدها رو بخرن و با تبلیغات و شایعه در مورد طعم استثنایی‌ اون قیمتشو بالا و بالاتر ببرن و سود بیشتری را از طریق دلالی و سفته‌بازی به جیب بزنن.

 

 

فعالیت‌های بورس دقیقاً مشابه اتفاقیه که برای رسیدهای پیش‌فروش کیک ‌افتاد؛ و یه قیمت بازاریه کاذب برای کیک به وجود اومد.

 

 

با دست به دست شدن رسیدهای تحویل کیک بین مردم و رشد قیمت‌ بازاری اون چیزی عاید قنّاد نمی‌شه و روی تولید کیک هم اثری نداره.

 

 

حالا می‌شه فهمید چرا خرید و فروش سهام و رشد بی‌رویه‌ی قیمت‌ها که موجب رونق بازار بورس میشه بر تولید کشور بی‌اثره و نمی‌تونه به اقتصاد رونق بده.

 

 

 

پانویس:


  1.  متون آموزشی سازمان بورس اوراق بهادار – سهام چیست؟ http://training.irvex.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=69:1391-11-21-21-36-44&catid=12:documentations&Itemid=57
  2.  http://www.nasdaq.com/investing/glossary/s/shareholders
  3.  متون آموزشی سازمان بورس اوراق بهادار – سهام چیست؟ http://training.irvex.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=69:1391-11-21-21-36-44&catid=12:documentations&Itemid=57
  4.  Principles of Economics, Nicholas Gregory Mankiw, (۶th edition), 2011, page 557, 558
  5.  Principles of Economics, Nicholas Gregory Mankiw, (۶th edition), 2011, page 558After a corporation issues stock by selling shares to the public, these shares trade among stockholders on organized stock exchanges. In these transactions, the corporation itself receives no money when its stock changes hands.”

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of