آرشیو: اخبار

خانه‌ای از حباب
خانه‌ای از حباب

یه دانش‌جوی اقتصاد به سفارش استادش وارد بورس می‌شه تا هم با سرمایه‌ی اندکی که داره سودی ببره و هم به طور عملی با بازار بورس آشنا بشه، تازه با خودشم فکر می‌کنه که داره به تولید کشور هم کمک می‌کنه. اون در مقابلِ کسایی که سال‌هاست توی بورسن و نبض بازار دستشونه یک فرد ناشیه. توی بازار یه شرکت گمنام که قیمت سهامش به سرعت در حال رشده، نظرشو جلب می‌کنه. وقتی می‌بینه که تقاضای زیادی هم برای خرید اون وجود داره، تصمیم خودشو می‌گیره. اما قیمت سهامی که خریده بود بعد از چند روز افزایش، ناگهان شروع به پایین اومدن کرد…

پول مقاوم
پول مقاوم

بنای اقتصاد هر کشور دقیقاً مثل ستون‌ها برای یک ساختمونه که اگه ضعیف و آسیب‌پذیر باشن، به سادگی فرومی‌پاشه. میلتون فریدمن یکی از اقتصاددانای برجسته‌ی آمریکایی، از قول لنین می‌گه: «موثرترین راه برای تخریب یک جامعه تخریب پول اونه!» درواقع، اون پول رو به عنوان ستون اقتصاد هر کشور در نظر می‌گیره که قطعا باید مقاوم باشه. اما چطور می‌شه یک پول قدرتمند و مقاوم به وجود آورد؟

بورس
بورس

یه کارخونه‌دارو در نظر بگیرید که می‌خواد بخش تولید خودشو گسترش بده. امّا برای این‌کار سرمایه‌ی کافی نداره. یکی از راه‌هاش اینه که از سرمایه‌ی دیگران برای این‌کار استفاده کنه و اونا رو در کارش شریک کنه. این سازوکاریه که شرکت‌های سهامی هم بر اساس اون کار می‌کنن. این شرکت‌ها شکل می‌گیرن تا بتونن کارهای بزرگ رو با جمع‌ کردن سرمایه‌های کوچیک مردم انجام بدن.

مردم مقاوم
مردم مقاوم

وقتی می‌خوایم خانه‌ای رو برای زندگی انتخاب کنیم، به دنبال ساختمانی می‌گردیم که اصولی، دقیق و با مصالح خوب ساخته شده باشه. اما با همه‌ی این‌ها ساختمانی استواره که روی پی محکمی قرار گرفته باشه. بنای اقتصاد هر کشور رو می‌شه با یک ساختمان مقایسه کرد. بنایی که پی و اساس اون مردمند. هر چه مردم مقاوم‌تر باشن در نتیجه بنای اقتصاد روی پایه‌ی محکم‌تری استوار میشه و با اتکا به این پایه‌ست که میشه یک اقتصاد مقاوم بنا کرد.

بانکداری در سایه
بانکداری در سایه

در ۱۰۰ سال گذشته که اقتصاد جهان مالی‌سازی رو تجربه کرده و بخش مالی اقتصاد در نسبت با بخش واقعی بسیار فربه شده، پول به جای بخش واقعی در نهادهای مالی مثل بانک، موسسات مالی و بورس به گردش درمیاد و در همون‌جا می‌مونه، بدون این‌که خاصیتی برای بخش واقعی داشته باشند.

تولید داخلی
تولید داخلی

اگر روند رشد تولید ملی در یک کشور رو مثل رشد یک انسان در نظر بگیریم، می‌تونیم اقتضائات و نیازمندی‌های اون‌رو بهتر درک کنیم. تولید ملی نوپا مثل همون نوزاده، که نه تنها باید از طرف پدر و مادرش یعنی دولت به خوبی مورد حمایت قرار بگیره بلکه باید مورد توجه و حمایت اطرافیان و حتی کل جامعه باشه.

بانک مرکزی
بانک مرکزی

در دهه‌ی ۱۶۹۰، انگلیس که درگیر جنگ‌های ۹ ساله با فرانسه بود به خاطر هزینه‌های جنگ با کسری بودجه‌ی گسترده مواجه شد و چون پیش مردم اعتباری نداشت تا از اون‌ها پول قرض بگیره تصمیم گرفت تا به جای قرض گرفتن، پول چاپ کنه. دولت برای این‌کار بانک مرکزی انگلیس رو تاسیس کرد. نهادی که وظیفه‌ی چاپ پول رو بر عهده داشت و حالا می‌تونست با دستور دولت پول‌هایی رو چاپ ‌کنه که فقط تکه‌ای کاغذ بودن و ارزش واقعی نداشتن.

نهاد وقف
نهاد وقف

خیلی از افراد در طول زندگی‌ به این فکر می‌کنن که چطور می‌تونن برای کسایی که باهاشون زندگی می‌کنن‌، یا حتی کل جامعه‌‌، کاری بکنن و گره‌ای از مشکلات باز کنن. این دغدغه بیشتر از همه برای افرادی مطرح می‌شه که در زندگی‌ به جایی می‌رسن، شخص موفقی می‌شن، ثروتی بدست میارن یا جایگاه اجتماعی ویژه‌ای پیدا می‌کنن.
خلاصه هر کسی به این فکر می‌کنه که چه کاری می‌تونه انجام بده تا بیشترین منفعت رو به مردم برسونه، و این‌که چطور می‌شه کاری‌رو ماندگار کرد تا منفعتش سال‌ها به مردم برسه؟

پول بی‌ارزش
پول بی‌ارزش

وقتی کیفیت کالایی بهتر می‌شه، قیمت اون هم بالاتر میره امّا خیلی وقتا گرون شدن قیمت کالاها به کیفیت اونا ربطی نداره، مثلاً شما با پولی که در گذشته می‌تونستین یه قطعه زمین برای ساخت خونه بخرین، امروز تنها میتونین با همون مقدار پول تعدادی از آجر‌های اون خونه رو بخرین، در حالی که کیفیت اون زمین از گذشته تا به امروز تغییر چندانی نکرده.
پس فکر می‌کنین علت اصلی گرون شدن زمین یا کالاهای دیگه در طول زمان چیه؟ خیلیا فکر میکنن علت گرونی زمین اینه که ارزشش بالا رفته، امّا در واقع اینجا یک اتفاق دیگه افتاده.

نهاد نذر
نهاد نذر

بعضی وقت‌ها افراد با نیاز‌هایی روبرو می‌شن که برآورده کردن اون‌ها ساده نیست و می‌تونه زندگی رو با بن‌بست مواجه کنه. مثل جوونی که برای شروع زندگی با همسرش نیاز به یک خونه داره اما به خاطر محدودیت‌های مالی نتونسته اون رو تأمین کنه و ازدواجش عقب افتاده. بدیهیه هر الگوی معیشت باید برای برطرف کردن این نیازها راه‌حل داشته باشه. این مسئله به حدی مهمه که الگوی معیشت غرب یعنی اکانمی اساسا خودشو با اون تعریف می‌کنه. تامین خواسته‌ها و نیازهای نامحدود با تخصیص منابع محدود.